ورود/عضویت سبد خرید  
آیا مغز، مرگ را درک میکند

درک مرگ توسط مغز . . .

family health

مغز با مرگ انسان خاموش میشود یا همچنان حیات دارد؟

هنگامی که میمیرید، احتمالا مغز شما این موضوع را درک میکند. محققان میگویند که هنگامی که قلب شما از حرکت می ایستد، مغز نیز بلافاصله متوقف میشود. اگر مغز بلافاصله خاموش میشود پس چگونه ممکن است که مرگ را درک کرده باشد؟

بسیاری از افرادی که پس از مرگ، احیا شده و در نهایت به زندگی باز گشته اند، اتفاقات پس از مرگ را توصیف نموده اند. اگر مغز شما مرده باشد چطور همچین چیزی ممکن است؟

دکتر سام پرنیا (Sam Parnia) میگوید: از دهه 1960 که روش های تنفس مصنوعی (CPR) رواج پیدا کرد و ما توانستیم افرادی که دچار ایست قلبی شده اند را دوباره احیا کنیم، بسیاری از بیماران این تجربه عجیب خود را بازگو کرده اند و در آن ذکر کردند که در تمامی مراحل احیا کاملا هشیار بوده و تمامی رخدادهای اطراف را در آن زمان متوجه میشدند. در بسیاری از موارد گزارش های این افراد با گفته های پرستاران و پزشکان حاضر بر بالین بیمار مطابقت داشته است.

هر ساله از میان هر 5 نفری که دچار ایست قلبی میشوند، یک نفر احیا میشود. داستانی که بسیاری از آنها در مورد این تجربه شرح میدهند اغلب " تجربه نزدیک به مرگ " (near-death experiences) نامیده میشود. این رویداد اغلب به صورت مشاهده یک تونل سفید، برخوردهای روحانی، ملاقات با عزیزان از دست رفته و اتفاقات عرفانی دیگر تصویر میشود. در برخی از موارد، کسانی که قلب آنها از حرکت ایستاده بود گزارش کردند که احساس کرده اند که از جسم خود جدا شده و تمامی صحنه های مربوط به احیای خود را از خارج از بدن خود دیده اند.

این گزارشات حیرت انگیز هستند، اما بسیاری از این گزارشات ده ها سال است که وجود دارند و پیوسته مشابه آنها تکرار میشود. این شواهد نشان میدهد که چیزی در حال وقوع است!

هنگامی که مغز می ایستد، خون دیگر در مغز جریان پیدا نمیکند. در این هنگام بیماران در حالت ناخودآگاه (unconscious) هستند و هیچ فعالیتی از مغز ثبت نمیشود. این افراد از نظر پزشکی مرده به حساب می آیند.

پزشکان اعتقاد دارند که در موارد ایست مغزی، افراد در حالت تجربه نزدیک به مرگ نیستند. در این حالت افراد از نظر بیولوژیکی مرده اند و در مرحله پس از مرگ به سر می برند.

سر نخ هایی از تحقیقات قبلی

اگرچه نمیتوان توضیح داد که چگونه ممکن است بیماران در این حالت تجربه های زنده ای داشته باشند، اما برخی از تحقیقات ادعاهای این افراد را تایید میکند. در مطالعه ای که در سال 2014 انجام گرفت، گروهی از پزشکان از تعداد 101 نفری که پس از ایست قلبی احیا شده بودند، مصاحبه ای انجام دادند. 9 نفر از این افراد تجربه نزدیک به مرگ داشتند و دو نفر نیز لحظاتی را که پزشکان در حال احیای آنها بودند را توصیف میکردند. یکی از آن بیمارها، اتفاقات چند دقیقه بعد از ایست قلبی خود را به طور دقیق شرح میداد. این موضوع باید غیر ممکن باشد.

پزشکان معتقدند که آگاهی که در زمان ایست قلبی وجود دارد غیر قابل توجیح است و نمیتوان برای آن از نظر پزشکی استدلالی آورد. آنچه در هنگام ایست قلبی اتفاق می افتد این است که در مغز هیچ جریان خونی برقرار نبوده و مغز بلافاصله خاموش میشود.

مطالعات سال های قبل نیز این پدیده را مورد بررسی قرار داده اند:

  • در مطالعه ای در سال 2000 در زمینه احیا (Resuscitation)، گزارش شد که 7 نفر از 63 نفری که دچار ایست قلبی شده اند و مورد مصاحبه قرار گرفتند، خاطراتی را توصیف میکنند که بسیار به تجربه نزدیک به مرگ شباهت دارد.
  • در سال 2001، محققانی در هلند گزارش کردند که 41 نفر از 344 بیمار مورد مطالعه آنها، که همگی دچار ایست قلبی شده بودند، یک تجربه نزدیک به مرگ داشته اند. این تحقیق در The Lancet منتشر شد.
  • محققان دانشگاه ویرجینیا در تحقیقی که در سال 2003 انجام دادند دریافتند که برای 11 مورد از 116 نفر مورد مطالعه آنها که همگی دچار ایست قلبی شده بودند، تجربه نزدیک به مرگ رخ داده است. نتایج این بررسی در General Hospital Psychiatry منتشر شد.

محقق مقاله آخری، بروس گریسون (Bruce Greyson)، گزارشی را برای بررسی تجربه نزدیک به مرگ ارائه نمود. او 16 مورد از اشتراکات افرادی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند را لیست کرد. همه این بیماران تجربه های مشترکی از جمله موارد زیر داشته اند:

  • گذشت زمان را طور دیگری درک کردند
  • افکارشان سریعتر از حالت عادی بوده است
  • احساس آرامش خاصی به آنها دست داده است
  • احساس کرده اند که از کالبد خود خارج شده اند
  • احساس کرده اند که در یک مکان فرازمینی بوده اند
  • مواجهه با یک روح (مثلا یکی از اقوام فوت شده) داشته اند

یک متخصص مغز و اعصاب دیگر به نام کوین نلسون (Kevin Nelson) تجربه نزدیک به مرگ را مورد بررس قرار داده است. او در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که کسانی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند در واقع مغز آنها به احتمال زیاد هوشیاری زمان بیداری را با هوشیاری موسوم به REM (فازی که در آن فرد در خواب یک رویا میبیند) ترکیب نموده است.

نلسون (متخصص مغز اعصاب دانشگاه کنتاکی) عقیده دارد که تجربه های فراوان خارج شدن از کالبد را میتوان با "تحریک شدن فاز هشیاری REM" توجیح نمود.

درک حقیقت ماجرا اندکی سخت است

نلسون عقیده دارد که این رخداد، بسیار قدرتمند است و گاهی میتواند زندگی بیماران را تغییر داده اما او شک دارد که در هنگام وقوع این رخدادها مغز بیماران به طور کامل خاموش شده باشد. او همچنین عقیده دارد که تفسیر نوار مغز بیماران (EEG، که فعالیت مغز را نشان میدهد) که در زمان احیای آنها ثبت شده است بسیار پیچیده و مشکل میباشد.

هرج و مرج اطاق اورژانس در زمان ایست قلبی یا مغزی، میتواند تعیین دقیق این رخداد را اندکی سخت نماید. افراد در این لحظه جنب و جوش زیادی دارند، تجهیزات پیوسته در حال حرکت اند که این موارد میتواند تجزیه و تحلیل های بعد از واقعه را اندکی منحرف نماید. نلسون میگوید که در این هنگام سیم ها پیاپی خم میشوند که این اتفاق میتواند سیگنال ها را مخدوش نماید. او همچنین عقیده دارد که "ما به درستی نمیدانیم که آیا نوار مغز کاملا به خط صاف رسیده است و اگر اینطور شده باشد، ما نمیدانیم که آگاهی اتفاق افتاده در هنگام وقوع خط صاف در نوار مغز، از کجا آمده است. به طور طبیعی هنگامی که نوار مغز( EEG )به خط صاف تبدیل میشود، افراد نباید هیچ خاطره ای به یاد بیاورند. "

تحقیقات انجام گرفته در سال 2014 نتایج نلسون را تایید نمیکنند.

در تحقیق سال 2014 آگاهی فرد به مدت حداقل 3 تا 5 دقیقه تایید شد که این یک پارادوکس با نتایج نلسون میباشد. این حقیقت که افرادی وجود دارند که به طور کامل وقایع پس از ایست قلبی را تایید مینمایند، نشان میدهد که آنها در زمانی که مغزشان خاموش بوده، هشیار بوده اند. این موضوع نشان میدهد که اگاهی ممکن است یک فرآیند کاملا مجزا از مغز باشد.

نلسون اعتقاد دارد که برخی از تجربیات افراد در هنگام ایست قلبی قابل توجیح نیست. مثلا احساس دیدن یک تونل با یک نور روشن در انتهای آن، به دلیل نرسیدن جریان خون به مغز اتفاق می افتد. این رخداد زمانی پیش می آید که چشم بیماران تنگ میشود و به همین دلیل آنچه میبینند شبیه به یک تونل با نور در انتهای آن به نظر می آید. نور احتمالا آخرین چیزی است که چشم قبل از ورود به حالت عدم هوشیاری (unconsciousness) درک میکند.

تغییرات پایا

پزشکان معتقدند که آنچه در تجربه نزدیک به مرگ اتفاق می افتد کم اهمیت تر از اثراتی است که این اتفاق بر زندگی افراد میگذارد. اغلب، کسانی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند، دیگر از مرگ نمیترسند. احساس ناراحتی و نگرانی های روزمره در این افراد به میزان قابل توجهی کمتر میشود و حس نوع دوستی و از خودگذشتگی برای دیگران، در این افراد پر رنگ تر میشود.

بلگ (Bellg)، نویسنده کتاب نزدیکی به مرگ در آی سی یو (Near Death in the ICU)، میگوید: باید به این حقیقت توجه داشت که افرادی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند اغلب تغییر میکنند. او همچنین میگوید که بسیاری از بیمارانی که توسط او مصاحبه شده اند، معتقد بودند که در جای دیگری حضور داشته اند، جایی که آن را بهشت یا آخرت (afterlife) نامیده اند. در بسیاری از موارد، آنها از اینکه دوباره به زندگی برگشته اند، بسیار ناامید بودند.

نلسون نیز مانند بلگ معتقد است که علت بوجود آمدن تجربه نزدیک به مرگ، کم اهمیت تر از تغییراتی است که فرد پس از این تجربه در زندگی خود ایجاد میکند. همچنین او و بلگ هر دو معتقدند که نمیتوان از این شواهد برای اثبات وجود آخرت و زندگی پس از مرگ استفاده نمود.

یافتن توضیحی مناسب برای توجیح این رخدادها همچنان یک چالش بزرگ به حساب می آید. تحقیقات به خوبی اثبات کرده اند که اظهارات بیماران از تجربه ای که داشته اند، به هیچ عنوان هذیان گویی و توهم ناشی از بیهوشی نیست. بیمارانی که بیهوش میشوند تصاویر بدون انسجامی را بیان میکنند که هیچگونه ارتباطی در آنها وجود ندارد. اما بیمارانی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند همه چیز را واضح و درست بیان میکنند.

محققین عقیده دارند که برخی از تجربه های نزدیک به مرگ میتواند پربارتر و گسترده تر از آن چیزی باشد که بیماران اظهار میکنند. ایست قلبی ممکن است برای مغز مشکلاتی را بوجود آورد که یکی از آنها ضعف در حافظه است. در نتیجه بخش هایی از آنچه بیماران در تجربه نزدیک به مرگ درک میکنند ممکن است به دلیل همین ضعف حافظه از دست برود.

دکتر پرنیا در مورد تجربه نزدیک به مرگ، بررسی کرد که چطور میتوان پروسه احیای افراد را بهبود داد تا اینکه بیماران بتوانند بدون آسیب های مغزی احیا شوند. هرچه این متدها بهبود پیدا کند، و تعداد افرادی که با مغز سالم از ایست قلبی نجات پیدا میکنند بیشتر شود، تعداد گزارشات مربوط به تجربه نزدیک به مرگ بیشتر خواهد شد.

بلگ معتقد است که تجربیات افرادی که از ایست قلبی نجات یافته اند میتواند به بیماران در حال مرگ کمک کند که راحت تر با مرگ کنار بیایند و کمتر عذاب بکشند. او میگوید: برای بیمارانی که از مرگ میترسند، بسیار مفید است که بدانند که بیشتر کسانی که با مرگ روبرو شده اند در آرامش بوده اند. افرادی که از مرگ بازگشته اند اظهار میکنند که مرگ اصلا ترسناک نیست. این افراد به دنبال این هستند که دوباره به همان حالت (حالت مرگ) برگردند. این تحقیقات نشان می دهد که احتمالا در مرگ چیز ترسناکی وجود ندارد و پس از آن انسان به آرامش خواهد رسید.


تأیید شده توسط دکتر وب


مرکز مشاوره تخصصی کیاوین

مطالب مرتبط

چطور تشخیص دهیم سرما خوردیم یا آلرژی داریم؟

یاد بگیرید که تشخیص دهید که سرما خورده اید و یا نسبت به چیزی آلرژی دارید و بعد به صورت طبیعی نشانه هایش را درمان کنید ...

سیب زمینی دو آتیشه ...

با دستور غذایی خاص این نشاسته سرسخت اما خوش مزه، عضله سازی کنید و متابولیسم و سوخت و ساز بدنتان را بالا ببرید...

10 غذایی که با ریزش مو مبارزه می کند...

اگر شما اخیرا احساس کرده اید که موهایتان نازک شده و یا به سلامتی و شادابی قبل نیست، ممکنه مشکل از برنامه تغذیه ای باشد که دارید...

آیا استرس واقعا دلیل سکته قلبی است؟

در مورد این موجود خطرناک یعنی استرس بسیار شنیده¬ایم. بیاییم ببینیم که استرس واقعا چه تأثیراتی بر قلب میگذارد.

5 استفاده هوشمندانه و جالب برای لیموترش

لیموترش یکی از مرکبات فوق العاده است. بیایید ببینیم که لیموترش چه استفاده هایی دارد و چطور می شود از آن بیشترین بهره را برد. چیزهایی که حتی فکرش را نمی کنید.

چهار راه برای جنگیدن با افزایش سن

همه ما دوستانی داریم که چندین سال و حتی دهه از سن خودشون جوانتر به نظر می رسند. شما آرزوی نداشتید که چنین بودید؟


شما هم می توانید در مورد این صفحه نظرتان را ارائه نمایید

نام شما:

نظر شما: